دانلود کتاب روایتی از فرجام

روزگاری است رسانده ایم: روز را به شب، خوشی را به تب، جان را به لب. چند صباحی است درمانده ایم، از زنده بودن و زندگی، از اطاعت و بندگی، از لیاقت و برازندگی. ایامی است پرشده، گوشمان از سخن و حرف، چوب خطمان از ظرفیت و ظرف، دلمان از باران و برف. یک عمر است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>