دانلود کتاب چطوری سرهنگ؟

داستان جالب و خواندنی چطوری سرهنگ؟ نوشته فؤاد مکتوم…

قسمتی از کتاب:

نه سرهنگ، اشتباه نکن! این احوال پرسی نشانه ی صمیمیت نیست. نه! ما با هم صمیمی نیستیم و نمی توانیم باشیم. همین اول بگویم که من از تو نفرت دارم، نفرتی بسیار زیاد. کم پیش می آید که آدم از کسی که نمی شناسدش، این قدر متنفر باشد. بله، من واقعاً حالت را پرسیدم. هر کس نداند، تو یکی می دانی من برای چه پرسیدم. اسمش را بدجنسی بگذار، ولی من وقتی بعضی از صحنه های قسمت پایانی آن وقایع را در ذهن مرور می کنم، لذت می برم. خب، بله. بگذار هر که هر چه می خواهد بگوید ولی من واقعاً از تجسم آن صحنه لذت می برم. با این حال این جا نمی خواهم به توصیف صحنه هایی بپردازم که از آن ها لذت می برم. نه سرهنگ، این یادداشت در باره ی تو است نه من. در باره ی صحنه هایی که از آن ها لذت برده ام، مطلب جداگانه ای نوشته ام. صحنه هایی که خیلی از آدم ها از آنها لذت می برند ولی دوست ندارند لذت بردن شان از این موارد را اظهار کنند. انتشارش را گذاشته ام برای موقعیتی مناسب تر…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>